https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/81086
شناسه خبر: 81086
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۱۵
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
بعضی وقتها فهیمه (دخترم) من را خیلی اذیت می کرد. من هم عصبانی می شدم و او را می زدم. یک شب مهدی آقا را خواب دیدم که گفت: اگر یک بار دیگر فهیمه را بزنی از شما راضی نیستم. در همین موقع از خواب بیدار شدم. حالت عجیبی به من دست داده بود. از آن روز به بعد نیروی عجیبی در من به وجود آمد که مانع عصبانیت من می شد.