خانه
اخبار
خاطرات
کتاب ها
دست نوشته ها
کرامات
وصایا
اسناد
رفتن به محتوای اصلی
https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/81092
شناسه خبر: 81092
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۱۵
خاطرات سياسي
یک روز در خانه ی مادرم نشسته بودم ؛ دیدم مهدی آقا درحالی که لباس هایش پرخون و سر و صورتش باند پیچی بود از درب حیاط وارد شد. گفت: با منافقین درگیر شدیم