https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/81100

شناسه خبر: 81100
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۱۵

امدادهاي غيبي

یک روز مهدی آقا گفت: در یکی از عملیات های شبانه از ناحیه پا به شدت مجروح شدم . در نقطه ای تاریکی روی زمین افتاده بودم و نمی توانستم حرکت کنم. بچه ها از جلوی من رد می شدند حتی پای بعضی از آنها به من برخورد می کرد ولی متوجه نمی شدند. همه بچه ها رفتند از زنده ماندم قطع امید کرده بودم وبا خودم گفت: شهید خواهم شد.- خون زیادی از من رفته بود.- متوسل به امام زمان شدم. یکدفعه دیدم شخصی بالای سر من ایستاده. گفت: ناراحت نباش. من کمکت می کنم. من را بلند کرد وبه عقب برد. به عقب که رسیدم متوجه نشدم که ایشان چه کسی بود و کجا رفت. فقط همین قدر یادم هست که آن شخص من را نجات داد