https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/81496
شناسه خبر: 81496
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۲۱
خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی عصمت گوهری: مادرم از تهران به مکه اعزام شد، هم زمان با شهادت ایشان من خواب دیدم در تهران هستم خیابان ها تاریک بود این قدر که ساختمان ها مرتفع بودند دیدم خدا بیامرز پدرم آن طرف خیابان ایستاده است و مادرم این طرف خیابان. به مادرم که نگاه کردم دیدم خیابان خیلی شلوغ است، او تصمیم داشت به سمت پدرم برود اما نمی توانست. من لباس به تن نداشتم داخل یک باجه ی تلفن ایستادم تا کسی بیاید برایم لباس بیاورد مادر متوجه ی من شد پیش من آمد و یک گردن بند که هفت سکه به آن متصل بود بر گردنم بست و گفت: همین جا بمان تا برایت لباس بیاورم. از خیابان رد شد و به سمت پدرم رفت و دیگر ندیدمش. از خواب پریدم با خودم گفتم حتما اتفاقی برای مادرم افتاده چون او با پدر خدابیامرزم رفت. ظهر اخبار اعلام کرد تعداد زیادی از ایرانیان در مکه به شهادت رسیده اند. با خود گفتم حتما یکی از آنها مادرم است و همین طور هم شد.