https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/81675
شناسه خبر: 81675
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۲۴
خاطرات جنگي
راوی رضا نیکپور: در عملیات کربلای 5 بعد از حمله وقتیکه نیروهای پشتیبانی به جلو رفتند ، ما برای استراحت مقداری به عقب برگشتیم من در کنار رودخانه نشسته بودم که دیدم جنازه غواصی شناور به روی آب می باشد پس به درون آب رفتم و آن جنازه را گرفتم و به خشکی آوردم . وقتی وقتی به بدن او دست زدم دیدم هنوز بدن او گرم است . آرام به او گفتم من جنازه تو را از آب گرفتم و برای مادرت می فرستم تو هم مرا شفاعت کن . جنازه برادر همان فرد نیز در وقت پاتک عراقیها جلو مانده بود . من گفتم یک پتو به من بدهید تا جنازه اش را برگردانم سپس رفتم و پس از سه روز جنازه را پتو پیچیده به عقب آوردم .