https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/84090
شناسه خبر: 84090
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۸:۵۹
اخلاص عمل
راوی بی بی صدیقه حکیمی: یک دفعه یادم هست از جبهه که برگشت دیدم دستش را گچ گرفته است گفتم : چه شده است ؟ گفت: چیزی نیست .خوردم زمین دستم شکست بعد شروع کرد به در آوردن لباستهایش از تنش کهه متوجه شدم تمام بدنش پوست انداخته و تکه های پوست بزرگ همانجا همراه لباسش از تنش کنده می شد .من تعجب کرده و گفتم : اینها چیست؟ گفت: هیچی ،مادر اینها بر اثر گرما اینطوری شده چرا اینقدر بی تابی وئ ناراحتی می کنی ؟ خیلی ها دست و پای خود را از دست می دهند و باکی ندارند آنوقت شما به خاطر تکه ای پوست اینقدر ناراحتی ؟ از خود نشان می دهید و با آنکه مجروح شده بود و موج انفجار اوئ را گرفته بود و دکتر حداقل دو هفته به او مرخصی داده بود بیش از چند روز نتوانست تحمل کند و دوباره با همان حال خرابش به جبهه برگشت .