https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/84421

شناسه خبر: 84421
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۰۴

شجاعت و شهامت

راوی مهدی محمدزاده: یاد دارم وقتی می خواستیم چای بخوریم لیوان نداشتیم و با قوطی های کنسرو چای می خوردیم یک روز حسین به ما گفت: می خواهید برای تان لیوان بیاورم. گفتم از کجا؟ گفت: شما چکار دارید و از سنگر بیرون رفت. حدود چهل دقیقه طول کشید تا برگشت وقتی آمد دیدیم چهار، پنج تا استکان و لیوان در دست دارد و به سنگر وارد شد ما همه تعجب کردیم و از او پرسیدیم این ها را از کجا آوردید؟ گفت: از سنگر عراقی ها برداشتم! در آن موقع فاصله ما تا سنگر عراقی ها دویست متر بیشتر نبود و ایشان رفته بود و از داخل سنگر آن ها استکان ها را برداشته بود.