https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/84497
شناسه خبر: 84497
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۰۵
خبر شهادت
راوی محسن مددی قالیبافت : یکی از دوستان برادرم تقی را که به اتفاق هم ناهاری می خوردیم، دیدم. ایشان با یک حالت خاصی به ما نگاه می کرد. اما چیزی به ما نگفت. مثل اینکه ما را شناخته بودند که برادر تقی هستم. اینها قصد داشتند بروند با ستاد لشکر صحبت کنند، سپس بیایند و به من خبر بدهند. برادر رضایی آن موقع معاون دیده بانی توپخانه لشکر 21 امام رضا (ع) بودند. ما هم به هر حال چون بیکار بودیم به اتفاق چند نفر از بچه های دانشجویی که اسم بردم بالای کوههای ایلام پایگاه ظفر رفتیم و در هنگام برگشتن متوجه شدیم که کار اشتباهی کردیم. چون بدون اجازه مسئول رفته بودیم. نزدیکیهای غروب جلسه قرآن داشتیم، دیدیم که برادر رضایی دوباره پیدایشان شد. بعد از این که جلسه و صحبت تمام شد در حال خوردن چای، ایشان خبر شهادت برادرم را در جمع نیروها به ما دادند و اینگونه مطلع شدیم.