https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/84503

شناسه خبر: 84503
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۰۵

تدبير نظامي و مديريت

راوی ن .م زال : برادر مددی در واحد توپخانه سربازها را در کنار بسیجی ها استفاده می کرد. حتّی یکی از برادرهای سرباز را به فرمانده گروهان ضدّ زره انتخاب و مسؤلیت های مختلفی به ایشان محوّل کردند. یک روز بعد از عملیات بدر همان برادر سرباز به نزد من آمد و گفت: حدود چهار ماه است که اگر اجازه بدهید ما مرخّص شویم. گفتم: کجا می خواهی بروی؟ گفت: حدود چهار ماه است که از خدمت من گذشته و سربازیم تمام شده است. آن موقع مدّت خدمت خدمت سربازی 28 ماه بود- گفتم: حالا چرا می گویی؟ گفت: دیدم عملیات شروع شده و به من نیاز دارید- (با توجّه به اینکه ما خبر داشتیم خانواده اش بسیار مستضعف هستند)- تا بحال ایستاده ام حال که عملیات تمام شده می خواهم بروم. البتّه اگر اجازه بدهید.