https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/84514

شناسه خبر: 84514
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۰۵

پرهيز از گناه

راوی بتول رستگار مقدم : یک روز پسرم محمد تقی در موقع برگشت از مدرسه دیر کرد . زمانیکه به مدرسه اش رفتم متوجه شدم او از صبح به مدرسه نرفته است . وقتی محمد تقی به خانه آمد به او گفتم : مادرجان ، خدا مرگم ، تو از صبح به مدرسه نرفته ای ؟ پس کجا رفته بودی ؟ گفت از صبح در خیابان راه می رفتم و در موقع تعطیل شدن مدرسه از مردم ساعت می پرسیدم و بعد به خانه آمدم . گفتم : برای چه به مدرسه نمی روی ؟ گفت : چون خانم معلمان بی حجاب است ، چادر سرش نمی کند ، من هم بدم می آید ، شما بیایید و به معلمان بگویید چادر سرش کند . - آن زمان کسی جرأت نداشت در این زمینه صحبتی بکند گفتم : مادرجان تو به مدرسه برو و فقط درست را بخوان و به خانم معلمت سعی کن کمتر نگاه کنی .