https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/84522

شناسه خبر: 84522
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۰۵

تواضع و فروتني

راوی حسن شاهچراغی : زمانیکه در قرارگاه بودیم یک شب حدود ساعت یک برای تجدید وضو بلند شدم و به سمت توالتها رفتم. وقتی داخل توالت رسیدم صدای آب می آمد با خودم گفتم: مثل اینکه کسی دارد توالتها را می شوید. رفتم دیدم برادر محمد تقی مددی در حال شستن توالدهاست. جلو رفتم و سرشلنگ را از او گرفتم و گفتم: به من بدهید تا بقیه اش را بشویم. اما هر کاری کردم ایشان اجازه نداد و گفت: حاج آقا شما به کار من کاری نداشته باشید. چون من این کار را وظیفه می دانم و می خواهم برای بچه ها خدمتی هر چند کوچک انجام دهم.