https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/84523

شناسه خبر: 84523
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۰۵

تواضع و فروتني

راوی ن.م مقدسی نیا : فصل خرما پزان در منطقه اندیمشک تازه نهار را که از آغوز ( کشک و بادمجان) بود خورده بودیم. سنگینی غذا و گرمی هوا باعث شده بود که ما چفیه هایمان را خیس کرده روی صورتهایمان بیاندازیم و در سایة خاکریز استراحت کنیم. ظروف نشسته غذایمان نیز همچنان در کنارمان رویهم چیده شده بود. تقریباً خوابمان گرفته بود که برادری از راه رسید و گفت: برادرها برخیزید ظروف غذایتان را بشویید و گرنه حشرات دور آن جمع می شوند و منطقه کثیف می شود. و ما بی آنکه بلند شویم یا چفیه هایمان را برداریم گفتیم: (حالش نیست! باشه بعد!) من غرغر کنان گفتم: دلمان نمی خواهد، خیلی ناراحتی ، خودت بشور! آن برادر بدون درنگ ظرفها را برداشت و به راه افتاد. در همین لحظه یکی از بچه ها گوشة چفیه اش را بلند کرد و مثل برق گرفته ها گفت: مقدس نیا می دانی که بود؟ گفتم: ولش کن بابا! گفت: بیچاره، آن حاجی مددی بود. هر شش نفر از جا پریدیم و به دنبالش دویدیم و عذر خواستیم و هر چه تلاش نمودیم ظروف را از دستش بگیریم موفق نشدیم! حاج مددی گفت: من کاری را که قصد کرده ام نیمه کاره رها نمی کنم. ضمناً شما که برای جنگ در راه خدا آمده اید این وظیفه کوچک ر ا فراموش نکنید یعنی رعایت نظافت و بهداشت را.