https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/85288

شناسه خبر: 85288
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۱۵

عشق به جهاد

به روایت ازمحبت محبتی : زمانی که فرزندم سهراب به شهادت رسیده بود و ایشان را تشییع و دفن کردیم بعد از چهلم ایشان یکی از فرماندهان فرزندم به خانه ی ما آمد و خاطره ای از ایشان را برایم این گونه نقل می کرد : گفت : یک روز برای سهراب 7 روز مرخصی نوشتم و او را صدا زدم و گفتم سهراب جان این 7 روز مرخصی را برای تو نوشته ام برو خانه و از آن استفاده کن . ولی ایشان شروع کرد به گریه کردن . گفتم : چه شده سهراب جان ؟ گفت : من نمی توانم به مرخصی بروم . گفتم : برای چه نمی توانی بروی ؟ گفت : قبلاً خواب دیدم که من در همین مدت که به مرخصی بروم به شهادت می رسم برای همین می خواهم اینجا بمانم و به آرزوی دیرینه ام یعنی شهادت برسم و به مرخصی نرفت و چند روزی گذشت و به من خبر دادند که ایشان در عملیات به شهادت رسیده است و طبق گفته ی خودش در مدت 7 روز به شهادت رسید و اگر به مرخصی می رفت معلوم نبود شهادتش قسمتش می شد یا نه و قسمتش این بود تا به مرخصی نرود و در عملیات شرکت کند و به درجه ی رفیع شهادت نائل گردد.