https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/85291
شناسه خبر: 85291
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۱۵
عشق شهادت
به روایت از موسی الرضا محبتی : به یاد دارم گوسفندی نذر کرده بودیم و به همراه برادرم سهراب و پسر دایی ام علی اصغر به امام زاده سید سلطان احمد رضا کبیر رفتیم. تا آن را در آنجا قربانی کنیم. وقتی به آنجا رسیدیم بعد از زیارت، گوسفند را قربانی کردیم و گوشتش را بین مردم تقسیم کردیم. می خواستم بر گردیم برادرم سهراب به ما گفت: کمی صبر کنید تا با قرآن استخاره کنم. سه بار استخاره گرفت و دیدم خیلی خوشحال است. گفت به آرزویم خواهم رسید. گفتم حتماً می خواهی ازدواج کنی؟ گفت: نه آرزویی بالاتر از این حرفها. گفت آرزو کرده بودم که به شهادت برسم و استخاره کردم دیدم خوب آمد. پس به جبهه می روم تا به درجه ی رفیع شهادت نائل گردم.