https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/85298

شناسه خبر: 85298
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۱۵

احساس مسئولیت

به روایت ازمحبت محبتی : به یاد دارم یک دفعه که سهراب از جبهه به مرخصی آمده بود، حالش خیلی بد بود. من چون خیلی نگران حالش بودم چند روز از دکتر برای او مرخصی استعلاجی گرفتم تا چند روز بیشتر بماند شاید حالش بهتر شود. ولی او در برابر کار من، گفت: پدر جان، شما که از وضع جبهه خبر ندارید، اگر من و امثال من در آنجا نباشند تا از کشور و مردم دفاع کنند، چه کسی باید این کار را انجام دهد؟ البته حق دارید که به من بگوئید: نرو. زیرا شنیدن کی بود، مانند دیدن. من خیلی اصرار کردم که بماند ولی این بزرگوار در حضور من چیزی نگفت و به بهانه اینکه باید برای عیادت یکی از دوستانم که بیمار است و باید به شهر بروم تا در بیمارستان او را ملاقات کنم وسایلش را جمع کرد و سر موعد مقرر به همین بهانه رفت و بعد از چند روز متوجه شدیم که به جبهه برگشته است.