https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/85434
شناسه خبر: 85434
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۱۷
پیش بینی شهادت
به روایت از محمد مافی : یک سری که برادر م محمود به مرخصی آمده بود وقتی می خواست دوباره به جبهه برگردد ، پدر و مادرم مانع شدند گفتند : تو دیگر نامزد داری و به منطقه نرو بعد برادرم تحت عنوان این که می خواهد به حمام برود کیفش را برداشت و لباس داخلش گذاشت که به حمام برود و بعد از چند روز از سپاه آمدند دنبالمان که به اتفاق پدر و مادر و نامزدش رفتیم پای تلفن و با ایشان صحبت کردیم . پرسیدیم کی می آیی ؟ایشان جواب دادند من تا نوزدهم ماه مبارک رمضان می آیم . می خواهم تسویه حساب کنم . من گفتم : اگر می خواهی بیایی صبر کن من بیایم آنجا و با هم تسویه حساب کنیم . گفتند : نه من خودم تنها می خواهم تسویه حساب کنم . شب بعد باز تلفن کردند و این دفعه خواسته بودند که فقط من بروم و با ایشان صحبت کنم . وقتی رفتم با ایشان صحبت کردم گفت به کسی نگویم که او نمی آید . بلاخره در 19 ماه مبارک رمضان پیکر پاکش را به چناران آوردند و در بهشت زینب دفن کردند .