https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/86656

شناسه خبر: 86656
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۳۴

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی رفعت ایزد دوست: در سالهای اول شهادت رمضان علی خیلی ناراحت بودم خواب رفتم اورا با لباس بسیجی دیدم که آمد ورفت پشت بام بلندی من هم می خواستم پشت سرش بروم که نتوانستم به او گفتم که دستم را بگیر وپدرش از او خواست که دست من را بگیرد واو مرا کمک کرد ومن به پشت بام رفتم باز دوباره برگشتم به او گفتم که نرو گفت : نه مادر باید بروم چون صفر گرفته ام باید بروم صفرم را بیست کنم این گفته را چند بار تکرار کرد .