https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/86993

شناسه خبر: 86993
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۳۸

عشق به جهاد

راوی هادی نجیب: خاطره ای که از ایشان دارم یکبار که برای اعزام به جبهه به کارخانه آمدم تا از ایشان خداحافظی کنم او رو به من کرد وگفت : چرا من را خبر نکردی تامن هم ثبت نام کنم وبا هم برویم من به ایشان گفتم : شما متأهل هستید وبه خانواده تان برسید بهتر است وضروری تر این است که شما در جوار خانواده تان باشید ولی او اصرار زیادی داشت بعد که من از او خداحافظی کردم وبه طرف پادگان جهت اعزام حرکت کردم ودر پادگان وسایل مورد نظر نیاز خودم را تحویل گرفتم که در این لحظه محمد را دیدم که آمده تا وسایل مورد نیاز را تحویل بگیرد برای من باعث تعجب بود که او چگونه در همین چند ساعت توانست ثبت نام وخداحافظی کرده وجهت اعزام به جبهه به پادگان آمده .