https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/87195
شناسه خبر: 87195
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۴۱
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
سیدجواد قناعتی : خاطرهای عجیب از برادرم به یاد دارم، یک شب قبل از آخرین اعزامش به جبهه خواب دیدم که در یک بیابان هستم و خبر شهادت برادرم را برایم آوردند. فوراً داخل شهر آمدم و در همان عالم خواب دیدم که جنازه ایشان را درون یک تابوت از خیابان 15 خرداد به سمت باغمزار تشییع میکنند. ناگهان دیدم یک کبوتر سفید خیلی قشنگ با بالهای خونی از روی تابوت به هوا پرکشید خیلی ناراحت شدم تا اینکه برادرم سالم از جبهه برگشت و خوابم را برای او تعریف کردم. بعد از مدتی که گذشت برادرم برای خداحافظی پیش من آمد. ناگهان به یاد خوابم افتادم هر کار کردم که او را از رفتن منصرف کنم نشد. موقع خداحافظی به دنبال او تا جایی که میخواست سوار اتوبوس شود رفتم و او را بدرقه کردم. تقریباً به یقین رسیده بودم که این آخرین دیدار است. حالت معنوی بسیار خاصی در او بود که جرأت نکردم بیشتر از این با او صحبت کنم. بالاخره رفت و پس از 15 روز درست در همان نقطهای که در عالم خواب دیده بودم اطلاع دادند برادرت مجروح شده، من باور نکردم زیرا در عالم خواب دیدم که در بیابان و حین انجام کار خبر شهادت برادرم را به من میدهند. رفتم به شهر و خوابم تعبیر شده بود و برادرم به فیض عظیم شهادت نائل آمده بود. او را تشییع و در باغ مزار به خاک سپردیم.