https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/87439

شناسه خبر: 87439
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۴۴

عشق به جهاد

وقتی که در سن 16 سالگی برای اولین بار می خواست به جبهه برود، چون از نظر جسمی هنوز بالغ نشده بود، ما فکر کردیم برای جبهه رفتن زود است، به همین خاطر از رفتن او به جبهه جلوگیری کردیم. روزی نامه ای از طرف بسیج برای رضایت والدین به او داده بودند. رضایت نامه را آورد خانه، در مقابل پدرش و من، مودب دو زانو نشست و گفت: " پدرجان این رضایت نامه را امضاء کن. من می خواهم برای دفاع از اسلام و قرآن و مرز و بوم خودمان و برای لبیک گفتن به ندای رهبر حضرت امام ‹ره› به جبهه بروم. " در حالی که این سخنان را بر زبان جاری می کرد، اشک از چشمانش جاری شد و بغض گلویش را می فشرد، که شاید پدرش رضایت ندهد. ولی وقتی پدرش حالت روحانی او را دید، ضمن امضاء رضایت نامه گفت: " آفرین پسرم. برو، تو را به خدای بزرگ می سپارم. و در جبهه به دیگر رزمندگان اسلام سلام مرا هم برسان." او در این لحظه می خواست از خوشحالی پرواز کند و حرکت کرد و به طرف بسیج و نهایتاً به جبهه اعزام شد.