https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/87749

شناسه خبر: 87749
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۴۸

عشق به جهاد

ب روایت از علی اکبر قاسمی : مرحله دوم که سید علیرضا به کردستان اعزام شد قرار بود چهار پنج روزه برگردد. ولی حدود 26 روز به طول انجامید. مادرش مرتب گریه می کرد و می گفت: چرا فرزندم نیامد. شاید شهید شده است. من گفتم: اگر شهید می شد خبر شهادتش را می آوردند. بعد از گذشت 26 روز سید علیرضا تلفن کرد. پشت گوشی تلفن پرسیدم از کجا تلفن می زنید؟ گفت: از قم. گفتم قم چکار می کنید؟ شما قرار بود 5 روزه برگردید. گفت: وقتی بیایم برای شما تعریف می کنم. وقتی به منزل آمد گفت: روزی که مأموریت ما تمام شده بود شبش حمله ای در پیش بود به نیروها اعلام کردند هر کدام می خواهید بمانید. امشب عملیات داریم. گفتم: من می مانم. می گفت: طی این مدت غذای گرم برای ما نمی آمد و غذای خشک به وسیله قاطر برای ما می آوردند.