https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/87922
شناسه خبر: 87922
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۵۱
فعالیت در بسیج
به روایت از میرزا فیض آبادی : به خاطر دارم یک شب نزدیکیهای اذان صبح بود که میخواستم به طرف حمام محل بروم با توجه به اینکه مسیر حمام از جلوی درب پایگاه بسیج میگذشت. اتفاقاً همان شب نیز نوبت و شیفت نگهبانی فرزندم سیدمحمد بود که بنده هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتم در حال عبور از نزدیکیهای پایگاه بودم که ناگهای صدای مهیبی بلند شد و یک نفر به من ایست داد. با شنیدن کلمه ایست من بلافاصله سر جایم ایستادم و دیدم چند نفر با اسلحه از تاریکی بیرون آمدند و به من نزدیک شدند که یکی از آنها سیدمحمد بود که با دیدن من خندید و سپس از من خواست که به پایگاهشان سری بزنم و من هم همراهشان تا پایگاه بسیج رفتم.