https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/88462

شناسه خبر: 88462
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۹:۵۸

مقام و منزلت شهيد

حمید فتحی نادر بعد از شهادت حمید خواب دیدم که می روم سر کار وسفره ی نانم هم در دستم بود.در حال رفتن بودم که دیدم چند تا خانم نقاب دار ایستاده اند ویک آقای چهار شانه که شال سبزی داشت .به من گفت: مادر کجا می خواهی بروی ؟ گفتم : می خواهم به جایی بروم گفت: مادر ، کار که عیبی ندارد افتخار و سربلندی است چرا خجالت می کشی وسفره ی نانت را پنهان می کنی ؟ بیا برویم به این مجلس ، این مجلس علی اصغر است ومتعلق است به شما .گفتم : ما علی اصغر نداریم .آن آقا یک بسته پول اسکناس سبز در آورد وبه من دادوگفت : مال علی اصغر است گفتم: من این پول را نمی خواهم ، فرزندم که علی اصغر نبوده است .گفت: می گویم مال شماست ، مال خودتان است .ما این مجلس را برای علی اصغر گرفته ایم .بالاخره پول رابه من داد ومن ازخواب بیدار شدم .