https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/88984
شناسه خبر: 88984
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۰:۰۵
شهادت
راویخانواده شهید:سه روز تشویقی میلاد تمام و دوباره آماده رفتن شد اما مادر شهید مخالف رفتنش می شد با هزار بهانه که پاسگاه خالیه و باید بروم او را راهی کردیم. حال عجیبی داشتم. سیزدهم سال 1390 من به همراه خانواده به روستا رفتیم و چهاردهم روز بعد نزدیک به ساعت 9 صبح برگشتیم و من نیز به محل کارم رفتم 20 دقیقه نگذشته بود که همسرم با من تماس گرفت و گفت از پاسگاه تماس گرفتند و گفتند پاسگاه درگیری شده میلاد زخمی است بیا باید به بیمارستان ابو علی سینا مریوان برویم. ابتدا باور نکردم اما برگشتم و به همراه مادر شهید به بیمارستان رفتیم. وی تصریح کرد: بیمارستان که رسیدیم هیچ کس به ما جوابی نداد تا صبح حال بدی داشتم و می دانستم که شهید شده و ساعت 6 صبح خبر شهادتش را به من دادند به سردخانه رفتیم و چهره شهید را دیدم گویا خواب بود آنجا آرام گرفتم و با خود گفتم خداوندا راضی ام به رضای تو من در راه تو فرزندم را دادم.