https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/89073

شناسه خبر: 89073
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۰:۰۶

شهادت

راوی پدرشهید:پسرم صباح درجه دار نیروی انتظامی و در قسمت مبارزه با کالای قاچاق خدمت می کرد. بنده خودم باز نشسته نیروی انتظامی هستم و همیشه از تجربیات خودم برایش حرف می زدم و گوشزد می کردم که مواظب خودش باشد زیرا خطر هر لحضه در انتظار اوست. روز ۳ ̷ ۱۱ ̷ ۱۳۸۹ به قسمت مبارزه با کالای قاچاق خبر می دهند که یک خودرو حامل مشروبات الکلی از پلیس راه سنندج- همدان رد شده و سریع خودتان را برسانید. پسرم با ما فوقش و دو مأمور دیگر به تعقیب آن ها می پردازند. پس از رد کردن گردنۀ صلوات آباد، قاچاقچیان می فهمند که پلیس در تعقیب آن هاست و درحین عبور، میخ های چند شاخه ای را روی جاده می پاشند. ماشین پلیس متوجه نشده و با سرعت از روی میخ ها رد می شود که لاستیک خودروی آنها می ترکد و ماشین آن ها با اتوبوسی که از روبرو می آمد بشدت برخورد می کنند. پسرم و یکی از همکارانش به شهادت می رسند. پسرم و همسرش تازه خانه ای اجاره کرده بودند. همان روز که صباح از همسرش خداحافظی می کند و بیرون می آید، و این حادثه رخ می دهد، همسرش هراسان از خانه خارج می شود. الان که یک سال گذشته، هیچ کس حتی همسرش یکبار قفل در را باز نکرده تا وارد خانه بشود و همه چیز داخل خانه، به همان شکل روز حادثه مانده است. همسرش نیز در خانۀ پدرش ماندگار شد.