https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/89423

شناسه خبر: 89423
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۰:۱۱

شهادت

تسکین خانواده شهدا علاقة خاصی به شهدا داشت. همیشه به مزار شهدا می‌رفت و آنجا را زیارت می‌کرد. برادرش هم شهید شده بود. خیلی از اوقات در مشکلات و ناراحتی‌هایش به آنجا پناه می‌برد. به خانواده‌هایشان هم ارادت داشت و احترام زیادی می‌گذاشت. می‌خواست با آن علاقه و توجهاتش تسکینی بر دل‌های داغدیدة آن‌ها باشد. خدمتش که در ایرانشهر افتاد گفت چه بهتر! آن منطقه خیلی خطرناک بود. اشرار در آنجا خیلی‌ها را به شهادت رسانده بودند. ما نگرانش بودیم. می‌گفتیم: «نمی‌شود نروی؟ آن منطقه خیلی خطرناک است.» می‌گفت: «می‌ترسید که شهید بشم؟ اصلا شهید بشم، چه بهتر! مگه من خونم از خون بقیة شهدا رنگین‌تره؟»