https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/90885

شناسه خبر: 90885
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۰:۲۹

شهادت

آخرین روز شهید به نقل از همسرش: هر سال ظهر تاسوعا پدر شهید طبق نذرشان سفره¬ی امام حسین (ع) دارند و از هیئت حضرت ابوالفضل (ع) دعوت می¬نمایند و با احترام و اکرام از آنان پذیرایی می کردند در این میان آن شهید نیز طبق نذری که داشت مسئولیت توزیع غذا را به عهده می¬گرفت. در ظهر تاسوعا قبل از توزیع غذا مقداری از نذر را جدا نمود و تاکید کرد که می¬خواهم شام برای همکاران و پرسنل وظیفه ببرم و در همان شب غذای نذری را بین آن عزیزان توزیع نمود. صبح روز عاشورا خانواده همگی جهت عزیمت دادن هیئت به سمت بارگاه ملکوتی حضرت امامزاده شاهرضا مهیا شدند که شهید هم در این جمع حضور یافت اما راس ساعت 8 صبح طی تماس تلفنی از ستاد نیروی انتظامی دهاقان جهت مقابله با اشرار در شهرستان سمیرم فراخوانده شد. وی با روحیه بسیار بالایی که داشت سریعاً خود را به ستاد دهاقان رسانید و از آنجا به همراه تعداد دیگری از همکاران با یک دستگاه مینی بوس عازم سمیرم گردید. همکاران شهید می¬گویند؛ در بین راه دیدیم که شهید جدا از بقیه نشسته و زیارت عاشورا زمزمه می کند. آری او با ذکر (انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم...) و سلام بر مولایش تجدید عهدی با حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) نمود. در آن ساعاتی که حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) ندای (هل من ناصر ینصرنی) سر می دادند پژمان لبیک گویان پاسخ داد و به دیدار حضرت احدیت شتافت و شربت شهادت نوشید. ساعت 2 عصر بود که دخترم «محدثه» گفت: مادر تیر خورده، دعایش کن. که من از این صحبت او تعجب کرده و بعداً متوجه شدم که در همان زمان پژمان به شهادت رسیده است.