https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/91432
شناسه خبر: 91432
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۰:۳۶
باهم سر می دهیم
به نقل از برادر شهید:پس از مدتها بالاخره فرصتی دست داد که کنار هم باشند. بعد از دست دادن و روبوسی، حاج احمد کاظمی رو به یزدانی گفت: «بمان تا ناهار را با هم بخوریم.» غلامرضا ابتدا قبول نمیکرد، اما با اصرار حاج احمد موافقت کرد. نگاهش افتاد به انگشت حاج احمد، گفت: «احمد! انگشتت چه شده؟» جواب شنید: «ترکش خورده و قطع شده!»
به شوخی اما با لحنی جدی گفت: «همه میآیند جبهه سر میدهند شما بعد از این همه وقت تازه سر انگشت دادهای؟!»
حاج احمد هم بیجوابش نگذاشت. خندید و گفت: «به موقع هم سر میدهیم و اگر بنا باشد با هم سر میدهیم.» او هم خندید و جواب داد: «باشد! من که حرفی ندارم با هم شهید میشویم!»