https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/91433
شناسه خبر: 91433
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۰:۳۶
بیداری
به نقل از برادر شهید:وضع مالی خوبی نداشتیم با چوبهای صندوق برای خودش قفسه کتابی درست کرده بود یک میز یک متری و یک صندلی چوبی هم گرفته بود.
باور نمیکردم که اینقدر به درس خواندن علاقه داشته باشد. اما یکبار، وقتی ساعت یازده، دوازده شب از خواب بیدار شدم و از پشت پنجره دیدم که لیوان آبی کنار دستش گذاشته و به صورتش آب میپاشد تا بیدار بماند و بتواند درس بخواند، باور کردم!