https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/95056

شناسه خبر: 95056
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۲۴

زندگی عاشقانه من و اسدالله

به نقل از همسر شهید اسدالله شاهیوند:در یک خانه با هم بزرگ شدیم؛ هرچند من سن کمی داشتم اما خیلی زود مرا از پدرم خواستگاری کرد. یادم هست وقتی پدرم می گفت، دخترم خیلی کم سن و سال است، به شوخی جواب می-داد: « می خواهم دخترعمورا خودم بزرگ کنم» و همینطور هم شد، در طول زندگی کوتاهمان، اسدالله پشتیبان و تکیه گاه محکمی برای من بود و لحظه ای دست از حمایت من برنمی داشت. آخرین بار که داشت ماموریت می رفت به پدر و مادرش سفارش مرا کرده بود: «اگر یک وقت برنگشتم، همسرم را مثل دختر خودتان بدانید». بعد از گذشت بیست سال از شهادت وی، یاد و خاطره او برایم زنده است. هروقت بر سرمزارش حاضر می شوم با او درد و دل می کنم و برای حل مشکلات زندگی با وی مشورت می کنم؛ گویی هنوز هم با او عاشقانه زندگی می کنم.