https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/95057

شناسه خبر: 95057
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۲۴

دادا موزی

به نقل از همسر شهید اسدالله شاهیوند:من و همسرم پسرعمو و دخترعمو بودیم؛ و بعداز ازدواج ما نیز این علقه خانوادگی محکمتر شد. برادر کوچیکی داشتم که اسدالله عاشق او بود. هروقت که از بیرون می آمد، مستقیم به سراغ برادرم می رفت، او را روی زانوان خود می نشاند و اورا غرق در بوسه می کرد. همیشه برایش موز می خرید و خودش برایش پوست می کند و دردهانش می گذاشت. برادرم هم که تازه زبان باز کرده بود، با شیرین زبانی، به اسدالله می گفت: «دادا موزی»! اکنون که بیست سال از شهادت اسدالله می گذرد، برادرم، که برای خودش جوان رعنایی شده است، بسیار به اسدالله شباهت دارد؛ تاجایی که وقتی حرف می زند یا می خندد انگار خود خود اسدالله است. همه او را دوست دارند و دستش را می بوسند و می گویند خاطرات شهید را برای ما زنده می کند.