https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/96836

شناسه خبر: 96836
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۵۰

زندگي مشترک

راوی محمد حسن صادقی : یک روز شهید ناصرى به محل کار آمد و گفت:بچه‏ها یک نامه برایم نوشته‏اند که بابا به ما هم برسید و آن را روى میز تلویزیون گذاشته‏اند و خودشان خوابیده‏اند. من به شهید ناصرى پیشنهاد کردم که خانواده را همراه اردویى که مى‏رود ببرد تا تنوعى برایشان ایجاد شود ایشان هم قبول کردند ولى روزى که قرار بود حرکت کنند پنج شنبه بود و شهید ناصرى گفت من پنج شنبه‏ها جلسه دارم بگذار یک روز دیگر مى‏رویم باز هم نشد مشغله زیاد شهید ناصرى نگذاشت که خانواده را به یک اردوى تنوعى ببرد.