https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/96881

شناسه خبر: 96881
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۵۰

حالات معنوي خاص

راوی علی صلاحی : در عملیات "بسن" عراق بود که با بچه‏هاى گردانها در ارتفاعات حرکت مى‏کردیم هنگامى که در کنار ستون حرکت مى‏کردم متوجه شدم که شهید ناصرى گریه مى‏کند. پس از نماز صبح به ایشان گفتم: چرا دیشب گریه میکردى؟ مى‏ترسیدى. بچه‏هاى بیرجند شهید بشوند آن وقت بیرجندى‏ها تو را به شهر راه ندهند؟ شهید ناصرى گفت: من تا به حال زیارت عاشورا را در خانه، مسجد و در پادگان خوانده بودم، اما دیشب زیارت عاشورا را که شروع کردم دیدم خیلى به دلم چسبید.