https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/96891
شناسه خبر: 96891
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۵۰
خاطرات نحوه مجروحيت
راوی حسین ناصری : یکدفعه با هم در یک محور بودیم آقا ناصر رفته بود جلوتر و من عقب بودم بعد از عملیات منطقه آرام بود و دشمن پاتک نمىزد سنگر به سنگر احوالپرسى بچهها را مىپرسیدم یکى از سنگرها رسیدیم که بچههاى آنجا من را نمىشناختند که برادر محمد ناصر هستم و آنها با هم صحبت مىکردند که کلک اقاى ناصرى کنده شده و دیگر امیدى به او نیست. من رفتم و به او گفتم: یعنى او به شهادت رسیده؟ گفت: نه مجروح شده ولى خیلى جراحتش عمیق است و فکر نمىکنم زنده بماند در آن لحظه که ایشان مجروح مىشود عراقىها در منطقه پاتک شدیدى مىزنند و تمام آن منطقه را مىگیرند که در بیمارستان مدام مىپرسیدند که منطقه چه شده بچهها در چه حالى هستند؟ بعد ایشان رابه تهران منتقل مىکنندو در آنجا به ایشان خبر مىدهند که بچهها با رشادت تمام توانستهاند آن منطق را پس بگیرند و این خبر مسرت بخشى براى محمد ناصر درآن لحظه خیلى روحیه بخش بود.