https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/96901

شناسه خبر: 96901
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۵۰

تلاش و پشتکار

راوی فاطمه هاشمی : بعد ازچندین وقت که به افغانستان رفته بودند، هیچ تماسى با ما نگرفته بودند و ما هیچ اطلاعى از ایشان نداشتیم و در خبرهایى که مربوط به افغانستان و درگیریهاى موجود در آنجا از تلویزیون پخش مى‏شد خیلى نگران او شده بودم و مى‏گفتم: صد در صد ایشان شهید شده است. آقا ناصر قبل از رفتن به افغانستان مریضى بسیار سختى هم گرفته بودند و حال و وضع خوبى نداشتند و من خیلى نگران ایشان شده بودم. یک شب ساعت 3 نصف شب بود که از دُبى تماس گرفتند و گفتند که: من همین الان از طریق پاکستان وارد دبى شده‏ام و فردا به زاهدان مى‏روم و حالم کاملاً خوب است. من بعد از شنیدن صداى ایشان خیلى خوشحال شدم و همانجا به پدر و مادر آقا ناصر و تمام اقوام خبر دادم که او تماس گرفته است و حالش کاملاً خوب است. در زندگى بعد از جنگ ما هم از این مشکلات در زندگى ما زیاد بود و سعى مى‏کردیم به همراه خانواده خودمان را با این مشکلات سخت وفق دهیم.