https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/96922

شناسه خبر: 96922
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۵۰

بدون موضوع

راوی حسن هاشمی : اولین شب جمعه پس از دفن پیکر پاک شهید ناصرى بود، من در منزل نبودم، گفتند پشت در انگار کسى درمى‏زده است، خانم بنده با ترس در را باز مى‏کند و مى‏بیند که یک پرنده سفید اما به شکل (موسى کوتقى - قمرى - فاخته ) مى‏آید داخل خانه و جلو قاب عکس شهید ناصرى مى‏نشیند. خانم بنده یکى از زنهاى همسایه را خبر میکند و آن زن پرنده را مى‏گیرد در حالى که پرنده خیلى آرام و بدون هیچ ترسى جلو عکس نشسته بوده است. شب جمعه بعد ما در منزل بودیم، ناگهان درِ خانه تکان شدیدى خورد به طورى که همه احساس کردیم زلزله است وخانواده ما ترسیدند ولى دختر کوچکم یکباره صدا زد بابا همان پرنده چند شب پیش است، من برخاستم در را باز کردم دوباره آن پرنده آمد و جلوعکس شهید ناصرى نشست و پس از بیست دقیقه از پنجره پرواز کرد و رفت.