https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/96926

شناسه خبر: 96926
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۵۰

عشق شهادت

راوی یعقوب مرتضوی : روزى در منزل سردار ناصرى نشسته بودم. یک لحظه احساس کردم که ایشان از درد رنج مى‏برد. از شهید و شهادت سخن به میان آورد و گفت: من آرزو داشتم که در جبهه‏هاى نبرد حق علیه صدام به شهادت برسم اما این توفیق نصیب من نشد. پرسیدم علت درد و ناراحتى شما چیست؟ گفت: در جبهه ترکش هایى به بدن من اصابت کرده که هنوز آنها را خارج نکرده‏ام ، وجود این ترکش‏ها در بدن من گاهى من را رنج مى‏دهد. گفتم: الحمدلله در ایران امکانات پزشکى زیاد است بروید تا ترکش‏ها را از بدن شما خارج کنند. سردار ناصرى درجواب من گفت: چون به فیض شهادت نرسیده‏ام، بنا دارم این ترکش‏ها را در بدنم تا جایى که ضرر نداشته باشد نگه دارم. هر وقت پزشک تشخیص داد که براى سلامتى مضر است آن‏ها را از بدن خارج مى‏کنم.