https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/98093
شناسه خبر: 98093
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۰۸
رشوه
یکی از رفقای قدیمی ام آمد و گفت : به آقا بهرام بگو زیاد پیگیر قضایا نباشه. داره سخت می گیره. اهل همان روستایی بود که بهرام در پاسگاه آنجا کار می کرد. من هم وقتی پسرم به خانه آمد پیغام دوست قدیمی ام را به او رساندم. مدتی گذشت باز همان آقا مرا دید ولی این بار عبوس و ناراحت بود. علت اش را فهمیدم. این بار توی خانه موضوع را با بهرام مطرح کردم. خیلی صریح گفت : من به قرآن قسم خوردم که کارم رو درست و قانونی انجام بدم. معلوم شد رشوه را قبول نکرده و باعث رنجش آن آقا شده بود. در دلم به وجود چنین فرزندی افتخار کردم و به خودم بالیدم.