https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/98191
شناسه خبر: 98191
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۱۰
عشق به ائمه اطهار
راوی محمد مهربانی: یک شب که به اتفاق برادرم در مسجد نشسته بودیم روحانی مسجد روضه امام حسین و طفل سه سال اش را نقل می کرد که به یاد خودم افتادم چون من هنگام فوت پدرم 3 سال داشتم در آن شب خیلی گریه کردم. وقتی از
مسجد بیرون آمدیم برادرم به من گفت امشب خیلی گریه کردی، به ایشان کفتم امشب خاطره پدرم برایم زنده شد و چون خودم پدر ندارم حال حضرت رقیه را با جان و دل احساس کردم برادرم در حالی که مرا در آغوش گرفت، گفت: برادر جان غصه نخور تو این دنیای به این بزرگی تنها ما نیستیم که از وجود پدر محروم هستیم آن قدر فرزند شهید در مملکت ما وجود دارد که حتی پدر خود را هم ندیده اند و تنها دلشان را با عکسی که از پدرشان دارند خوش کرده اند که من و تو در برابر آنها هیچیم. آن شب را تا چند ساعتی برایم از بچه های بی سرپرست صحبت کرد و مرا دلداری داد و بعد از چند وقت که خبر شهادتش را برایمان آوردند آن موقع بود که وجود بی پدری را واقعا احساس کردم زیرا دیگر او نبود که بتواند مانند فرزندی با پدر خویش با او دردل کند و او با حرفهای آرام بخشش مرا آرام کند، روحش شاد.