https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/98910
شناسه خبر: 98910
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۲۰
ایوب نظری راننده کامیون بودم . باز هم چرخ ها را...
ایوب نظری راننده کامیون بودم . باز هم چرخ ها را باز کرده بودم و می خواستم بلبرینگ ها را گریس کاری کنم . بعد از این که کارم تمام شد دست بردم زیر چرخ که آن را از زمین بلند کنم و سرجایش قرار بدهم ولی نتوانستم . دیسک کمر خیلی اذیت ام می کرد. یک دفعه دیدم چرخ از جایش بلند شد . ایوب بود . مثل همیشه خودش را رساند و نگذاشت تنها باشم.