https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/99018
شناسه خبر: 99018
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۲۲
از خودگذشتگی
پدرم یک مقدار از نظر مالی کم آورد و بدهکار شد. چیز خاصی هم برای فروش و ادای قرض نداشت. اسماعیل به خاطر این شرایط ناراحت بود و خودش را می خورد. بعد از سکوتی چند ساعته گفت: من می تونم کمک شون کنم. پرسیدم: چطوری؟ توی بانک یک مقدار پس انداز دارم. ولی اون رو که گذاشتی برای خرید خونه. باشه . قرض آقاجون لازم تره.
راوی همسر شهید