شناسه: 369098

خاطره اي از زبان مادر شهيد

مادر شهید : من هیچگاه به قم به نزد شهید نرفتم اما ایشان که به نزد ما می آمد موقع رفتن وسایل یا غذا به او می دادم اصلاً نمی برد اگر هم می برد در تهران منزل عمویش می گذاشت و می رفت . بسیار قانع و کم خرج بود یک سال وقتی پدرش به دیدنش رفت دید شهید در یک اتاق زیر زمین با یک شمع زندگی می کند بعد پدرش به اتفاق حاج آقا صباغی برایش خانه ای گرفتند سختی زیادی کشید . بسیار اهل مطالعه بود با آن مقدار پولی که پدرش به او می داد برای فامیل سوغات می آورد و از آن ها عذرخواهی می کرد و می گفت:« کمی از ما، کرم از خداوند.»

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه