شناسه: 369202

خاطراتی از شهید سیدابوالحسن موسوی خورشیدی

برادرش، سيّد مهدي مي­گويد: «شخصيتي بسيار دوست داشتني ­ایي داشت. از روحيه­ ي شاد و سرزنده برخوردار بود. در برابر ديگران متواضع و فروتن بود. هيچ كس تا قبل از شهادت از مسووليت­ هايش باخبر نبود. در ورزش فردي توانا بود. تا جايي كه چند بار قله­ ي دماوند را فتح كرد. مدت 3 سال در كردستان قسمت آموزش و پرورش ديوان­درّه سپاه و استانداري آن­جا مشغول به كار بود. در اوقات فراغت كتاب­هاي استاد مطهري و شهيد محمدباقر صدر و دكتر علي شريعتي را مطالعه مي­كرد. مادرش مي­گويد: «از كودكي علاقه­ مند به فراگيري علوم ديني بود و خيلي زود به خاطر استعدادي كه داشت، قرآن را فرا گرفت. سيد ابوالحسن خستگي نمي­شناخت. دائم براي كار در حال حركت بود. اين فعاليت­ها به چشم منافقين خوش نيامد و در تاريخ 62/1/12 وقتي از تهران به مشهد مي­رفت، در جاده گرگان توسط منافقين ترور و به شهادت رسيد.»

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه