شناسه: 372065

خاطره از شهید رمضانعلی واحدی

برادر شهید : شهید به عنوان دو ماه در اروند غواص بودند عمق آب به 80 متر می رسید و ایشان در این مدت دوره دیده بودند و در آن جا در ان مدت می دید که هواپیماهای عراقی  چگونه بر سر مردم بیگناه خمپاره مثل باران می ریختند . در عملیات کربلای 4 بود که لو رفته بودند که اکثر رزمندگان و همسنگران شهید  به شهادت رسیدند و 9 نفر عقب نشینی کردند  که شهید در هنگام  برگشت دوستش را دید که لا به لای نیزار ها افتاده و سرش تیر خورده و به شهادت رسید . شهید نقل می کرد که دوستش قبل از شهادت چهره بسیار نورانی داشت بعد از این که لوازم دوستش را به خانواده اش تحویل داد به جبهه برگشت شب عملیات هنگام عقب نشینی در باتلاق افتادند و تمام وسایل شان در باتلاق افتاد و با زحمت زیاد در حالی که لباسی به تن نداشتند خود را از باتلاق بیرون کشیدند و خود را به هفت تپه و خرمشهر رساندند .

خواهر شهید : شهید در دوران مرخصی خود سعی می کرد که فعال باشد . برای رزمندگان لوازم مورد نیاز را تهیه می کرد . برای شهدا روزه می گرفت .در سپاه و بسیج فعالیت می کرد . در برخی از شب ها به گشت می رفت و بای ترویج و تبلیغ دین اسلام فعالیت داشت همیشه دوستانش را دور هم جمع می کرد برای خواندن دعای کمیل و توسل بعد از این که مرخصی تمام می شد در هنگام رفتن هرگز از مادرم درخواست نمی کرد که پشت سرش آب بریزد یا قرآن بالای سرش قرار دهد اما آخرین مرحله از مادرم تقاضا کرد که قرآن را بالای سرش قرار دهد که رفت و به شهادت رسید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه