شناسه: 372083

خاطراتی از شهید سیدعسگری واجدی روشن

خاطره سردار اسرافیل کریمیان، همرزم:

قبل از عملیات دستش زخمی شد. به او گفتیم: برو خانه. گفت: نه! کجا بروم؟ رحیم حاجی پور شهید شد، من برگردم خانه!؟ فردای آن روز هم به شهادت رسید.

خاطره رحمان کریمی، همرزم:

یک شب بعد از اتمام پست نگهبانی که به سنگر برگشتم، دیدم دارد نماز شب می خواند و دعا می کند.

ویژگی های فردی از دیدگاه خانواده:

نماز و روزه اش سر وقت بود. به حلال و حرام خیلی اهمیت می داد. محب اهل بیت بود و در مراسم های دینی و آیینی خدمتگذاری می کرد. نسبت به مردم رفتار مودبانه و محترمانه ای داشت. شجاع و نترس بود، روحیه بلندی داشت.

خاطره حبیب الله عرب میستانی، همسنگر:

روزی در گردان برای بچه های رزمنده لباس آورده بودند ما هم برای گرفتن لباس به تدارکات رفتیم ما به دنبال لباس های نو و تمیز می گشتیم اما این شهید به دنبال لباس کهنه و مصرف شده بود سرانجام یکی را پیدا کرد که پشت آن نوشته بود یا زیارت، یا شهادت، وقتی آن لباس را بر تن کرد با کمال صداقت به خود افتخار می کرد که لباس رزمنده ای را پوشیده که در خط مقدم شهید شده بود و همیشه می گفت انشاءالله شهادت قسمت ما شود. 

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه