خاطراتی از شهید معصومعلی آلو
خواهر شهید : بزرگترین آرزوی برادرم شهادت بود . بچه ها که به جبهه می رفتند ایشان می نشست و گریه می کرد و می گفتند چرا من نباید به جبهه بروم و دوست داشت او هم به جبهه برود . به مادرم می گفت مادر من اصلاً این دنیا را دوست ندارم و دلم می خواهد شهید شوم .
خواهر شهید : شهید در بین ما و همه ی دوستان و مردم دارای محبوبیت بود و از حجب و حیا ی خاصی برخوردار بود . بسیار تواضع داشت و به نماز و قرآن اهمیت می داد حقوق و دیگران را رعایت می کرد و همیشه با وضو بود و هیچگاه نمازش ترک نمی شد و حضرت امام را الگوی خود قرار می داد و ارادت خاصی به ایشان داشت .
ثبت دیدگاه