شناسه: 198657

امدادهای غیبی

یادم می آید حسین شش ماهه بود که مریض سختی شد. خواستیم اورا به دکتر ببریم ولی ماشین نبود .پای پیاده به راه افتادیم .در بین راه احساس کردیم که او تمام کرده خواستیم بگردیم واو را کفن و دفن نما ئیم که دیدیم نفس می کشید وزنده شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه