خاطرات شناسه: 204569 2022-3-10 13:30 0 دیدگاه روزه او بعد از تعطیلی مدرسه در سه ماه تعطیلی به بنایی می رفت، ماه مبارک رمضان بود. او به سن تکلیف نرسیده بود دوستانش به او می گفتند بیا صبحانه بخور رضا می گفت: من روزه دارم و با دهان روزه تمام روز را کار می کرد.
ثبت دیدگاه