شناسه: 216827

تواضع و فروتني

راوی حسین طائفی: یادم نمی رود یک روز به آقای سبزیکار گفتم : آقای سبزیکار لباسهایت خیلی فرسوده شده ،کهنه شده و رنگش رفته است . بعد گفت : این بدن من ارزش یک دست لباس نو را دارد که من بخواهم یک دست لباس نو بپوشم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه