شناسه: 290799

خاطره شماره 8 - شهید حسین جعفری شورک

سید حسین جعفرى همیشه در جیب لباسش یک قرآن جیبى داشت چند بار به او گفتم سید حسین این قرآن را که در جیب مى‏گذارى امکان دارد بى وضو باشى یا دستشویى بروى و بى احترامى نسبت به قرآن باشد گفت نه مواظبم من با قرآن انس دارم و در عملیات بیت المقدس نیرى به سینه‏اش خورد که پس از عبور از قرآن جیبیکه در جیبش بود در زیر پوست سینه‏اش و پس از رسیدن به استخوان متوقف شد و او اصلاً بر روى خود نیاورد یکبار که با هم به مرخصى آمدیم در مشهد گفت مى‏خواهم به بیمارستان بروم با هم رفتیم بیمارستان قائم او داخل اتاق جراحى شد و بعد از یک ساعت بیرون آمد و در حالى که گلوله‏اى در دستش بود مى‏خندید رو به من کرد و گفت بیا ابوالفضل این هم از معجزات قرآن است که گلوله پس از برخورد با قرآن در زیر پوست متوقف مى‏شود و الان براحتى برداشته شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه